الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
113
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
( 1 ) و همانا ابراهيم ( ع ) را چون قوم در آتش افكندند ، خداوند عز و جل آتش را بر او سرد و سلامت فرمود و پيامبر ( ص ) چون در خيبر فرود آمد ، آن زن خيبرى به قصد انتقام خون خويشاوندانش كه كشته شده بودند به پيامبر ( ص ) زهر داد و خداوند زهر را در درون پيامبر ( ص ) سرد و سلامت قرار داد تا هنگامى كه رحلت ايشان فرا رسيد ، و حال آنكه زهر هم چون آتش مىسوزاند و به آتش مىكشد . ( 2 ) و همانا به موسى ( ع ) خداوند دوازده چشمه عنايت فرمود و چنين فرموده است كه « با چوبدستى خود به سنگ بزن و از آن سنگ دوازده چشمه جوشيدن گرفت . » « 1 » ( 3 ) و پيامبر ( ص ) چون در حديبيه فرود آمد و مردم مكه او را محاصره كردند يارانش به حضورش آمدند و از تشنگى شكايت كردند و چنان شد كه تهيگاه اسبها از تشنگى به هم چسبيده بود و چون تذكر دادند ، پيامبر ( ص ) كوزهء آبى خواست و دست فرخندهء خويش را در آن نهاد و از ميان انگشتانش چشمههاى آب شروع به جوشيدن كرد ، آنچنان كه ما همگى سيراب شديم و اسبها همگى سيراب شدند و تمام ظرفها و مشكهاى خود را پر آب كرديم . و باز در حديبيه همراه ايشان بوديم . به چاه خشك بدون آبى برخورديم . پيامبر ( ص ) تيرى از تيردان خود در آورد و به براء بن عازب مرحمت فرمود و گفت : برو اين تير را در اين چاه خشك بيفكن ( بر ته زمين و كف چاه به كار ) و براء چنان كرد و خداوند از زير آن تير دوازده چشمه جوشانيد . و آن روز ديگر كه به روز وضو گرفتن مشهور است ، مايهء عبرت و پند است و براى تكذيبكنندگان نبوت او ، معجزهيى است كه همچون معجزهء سنگ آب موسى ( ع ) است . در آن روز پيامبر ( ص ) ظرف آب وضويى را گرفت و دست خويش در آن نهاد و چندان آب جوشيد و بالا آمد كه هشت هزار مرد وضو گرفتند و همگان آب نوشيدند و چهار پايان خود را سيراب كردند و آنچه آب مىخواستند برداشتند . ( 4 ) و همانا عيسى ( ع ) به فرمان خداوند مردگان را زنده فرمود و ميان دست محمد ( ص ) هفت سنگريزه تسبيح گفتند كه آواى آن شنيده شد و حال آنكه جماد و بىجان بودند و اين براى اتمام حجت بود بر پيامبرى آن حضرت و باز چون در طايف فرود آمد و مردمش را محاصره فرمود ، آنان هم گوسپند پختهء زهر آلودهيى براى ايشان فرستادند و شانهء آن گوسپند زبان گشود و گفت : اى رسول خدا ! از من مخور كه زهر آلودهام . و همانا عيسى ( ع ) از گل مجسمهء پرندهيى درست كرد و در آن
--> ( 1 ) . بخشى از آيهء 160 ، سورهء هفتم ( اعراف ) . م .